قدرت نام

آگامبن در بررسی ایده‌ی نام (1) از چرایی و چگونگی و نام ناپذیری سخن به میان می آورد، اما نکته قابل ملاحظه پس از نام پذیری است که رخ می نمایاند،((قدرت نام)).
بلی این قدرت نام بعضی ازُافراد است که به خودشان،تولیداتشان و حتی افراد مرتبط با آن‌ها ویژگی خاصی را اعطا می نماید.در اکثر اوقات اگر نام(بخوانید قدرت نام) تلقی مثبتی را در مخاطبان ایجاد نماید مخالفت با اثر برآمده از صاحب نام می تواند به دلیلی برای طرد مخالفت کننده تبدیل گردد و .
<حافظ به روایت کیارستمی> یکی از نشانه‌های این مدعاست .
در باره‌ی ردیابی اثر قدرت نام در گل کردن کتاب عباس کیارستمی نقد امیر احمدی آرین (2) آیینه‌ی تمام نمایی ست.
اما نقطه‌ی تلاقی کیلانیان با این موضوع نوشتار آقای ماکان محمدی در نقد بررسی آقای آرین است .
اقای محمدی مطرح کردن قدرت نام را بازی بچه گانه و نتیجه تربیت استبدادی تفسیر کرده‌اند و نقد فوق را تنها محملی دانسته‌اند که منتقد برای مطرح کردن نام خود بر با کرده .اما نکته‌ی پنهان در این مقاله همان سرپوش گذاشتن بر قدرت نام است و فراموش کردن این نکته است که همه ما گرفتار قدرت نام ها هستیم همان طورکه خود ایشان هم در معرفی اقای میر احسان در وبلاگشان به این عارضه به زعم خودشان، مبتلا شده‌اند:
نمی کنم "میر احسان " نیاز به معرفی داشته باشد اما برای کسانی که او را نمی شناسند همین قدر بگویم که یکی از منابع اورجینال در زمینه پدیدارشناسی و کارکرد عملی آن در حوزه دیگر با عنوان "پدیدار ومعنا در سینمای ایران" به قلم او بوده که بسیاری از متفکرین داخلی در سینما و فلسفه همچون "عبدالکریم رشیدیان" ، "بابک احمدی" ، "شادمهر راستین" و... آن را تحسین کرده اند .او که فیلسوف ، شاعر ، منتقد و کارگردان سینماست اخیرا سخنرانی در برلین درباره "سرزدن به سنت در تجربه مدرن " داشته که مورد توجه محافل فلسفی دنیا قرار گرفته که از جمله آگامبن درباره آن اظهار نظر کرده اند .
او همچنین همکاری نزدیکی با "کایدو سینما" «معتبرترین مجله سینمایی جهان » دارد وی به تازگی به عضویت کمیته مطالعات سینمای مستند وهمچنین انسان شناسی در آمده است।
براستی ردیف کردن این همه نام های مشهور مثل بابک احمدی ، اگامبن و کایدو سینما برای معرفی یک نفر معنایی جز گرفتاری در تله قدرت نام ها دارد.
البته در این نوشتار تنها سعی شده به موضوع قدرت نام پرداخته شود ولی خواننده گرامی می تواند با مراجعه به دنبالک های(links) مطالب اقایان محمدی و آرین درگیر قسمت های دیگر موضوع نیز شود.
توضيحات:
1.ایده نام ، جورج آگامبن ،ترجمه‌ی:امید مهرگان ،روزنامه هم میهن
2.دبیر بخش ادب‌ وکتاب روزنامه هم میهن

13 comments:

miremad

حالا ببینیم مدعیان... چه نظری می دهند درباره ی مطلب شما!!

پیشاپیش می دانم که درگیری بسیاری از عزیزان به همان قضیه ی قدرت نام
گریبان شمارا هم خواهد گرفت برادرجان...

Maziar
This comment has been removed by the author.
Anonymous

اقا مازیار از نظرتون متشکرم ولی بهتره متنو از مولف جدا کنیم اگه به آقای میر احسان نقدی هست بهتره در متن نوشته هاش جستجو کنیم و گرنه مسایلو که همه میدونن.

سارا

سلام. من از موافقان کتاب کیارستمی بودم و خیلی زود خریدمش(البته که فیلم های کیارستمی روم تأثیر داشت). بعد هم مطلبی برای معرفی کتاب نوشتم و در اون سعی کردم با تکیه بر کتاب آقای آشوری (عرفان و رندی در شعر حافظ) این رو بگم که حافظ اجازه چنین کاری رو می ده! . منظورم این بود که از دیوان منعطفی چون دیوان حافظ و آدم ماجراجویی چون خود حافظ هیچ بعید نبود که اگر در این زمانه زندگی می کرد خودش هم دست به چنین کاری می زد.
بسیار مشتاق بودم ببینم نظر خود آشوری در این مورد چیه که در مطلبی در رادیو زمانه نظرش رو خوندم. دیدم او هم معتقده دیوان حافظ چنینی اجازه ای میده. اما این کار رو جدی قلمداد نکرده و یه شیطنت به حساب آورده. و بعد در مطلبی کامل تر و سنجیده تر (که اصلاح و اضافه همون مطلب بود) در جستار نقد ایشون رو خوندم. به شخصه از بین نقدهایی که در باره این کتاب خوندم نقد آقای آشوری رو کاملترین دریافتم. جالبه که آشوری رسماَ وارد عمل شده بود و به ذکر موردی اشکالات پرداخته بود. و نقدش درواقع نقد منفی نبود. نقدی بود که همین الان کیارستمی می تونه با تکیه به اون کتاب رو کامل تر کنه.
( در مورد کتاب دیدگاه موافقم تعدیل شده .در ضمن نو آوری و جالب بودن کار رو رد نمی کنم. در ثانی معتقدم زمان باید در این مورد قضاوت کنه. همون طور که درباره تصحیح شاملو کرد!)
اما.... بگذریم از عادت های جامعه ما که هر نظری و نقدی در اون چه سیری رو طی می کنه ( و اینها همه از ظرفیت بحث در بین ما ناشی می شه) این کتاب عرضه شده و بحث درباره اون خیلی بالا گرفته. بحث های مربوط به اون همه محترم. هر کس دیدگاه خودش رو می گه. به نقد کشیده می شه. موافق و مخالف نظر می ده. حالا سوالم اینه! سهم ماکان محمدی این وسط چیه؟ اون یه موافق بوده که نظرش رو گفته!(درست یا غلط از نظر من هیچ فرقی نمی کنه). مقالش در تریبونهایی منعکس شده ووبلاگی هم داره که در اون می شه کاملا درباره موضوع با خودش بحث کرد. تا جایی هم که می شناسمش خودش کاملاً از هر بحثی در این رابطه استقبال می کنه! آیا جای مطلب شما در اون وبلاگ نبود؟
نه ! نه! اصلاً خودم رو در حدی نمی بینم که مطلبتون رو نفی کنم و یا دربارش نظر بدم! فقط دوست ندارم این وبلاگ تبدیل به جایی بشه برای نقد ماکان محمدی و یا هر کس دیگر! باور کنید "افراد" مشکل ما نیستند!. اینکه فلانی چه گفت و چه کرد دردی از گیلانیان دوا نمی کنه! ( تصور کنید گیلانیان تبدیل بشه به جایی برای صحبت از درست و غلط و ریشه یابی نظرات خانم ثابت و آقای کامیار و آقای موسوی و مرد پیر و ......)
متأسفم این از نظر من با فلسفیدن جور در نمیاد!
دیگر اینکه به شخصه از بحث درباره این کتاب در این وبلاگ استقبال می کنم. یا ایجاد گروپ در جاهای دیگه و صحبت در این رابطه. و ماکان هم یکی مثل دیگران. با نظرات خودش.
(درباره قدرت نام صحبتی نمی کنم! با اینطور مطرح کردن موضوع موافق نیستم!)
با احترام

سارا

در آخر: خوشحال می شم یه معرفی از اقای میر احسان در پست بعدی ببینم. هم از این جهت که ببینم معرفی درست یعنی چی؟ (چون شناخت کافی از میر احسان ندارم)
هم اینکه ببینم دربرابر معرفی ماکان چه معرفی ای پیشنهاد می شه.
و هم برای ستون "درجیک" نشریه دانشجویی زیته که در اون به معرفی شخصیت های گیلک می پردازیم و فکر کنم میر احسان گیلانیه!

miremad

من هم دوست دارم اینجا نظر بدم!!
که این حرف ها درباره ی ماکان محمدی و میراحسان و یا هرکس دیگه
برای بیان موضوع قدرت نام بود..
من فکر می کنم خانم ثابت دقیقا تو نظری که داده و گفته بحث ما افراد نیست ..
خودشو نقض می کنه
اگر برای ایشون افراد مهم نبودن ..
نمی اومدن برای دفاع از کیارستمی و ماکان محمدی .. نظر بده...
و این کاملا به نفع نویسنده شد
و من در اینجا به نویسنده تبریک می گم!!!!

سارا
This comment has been removed by the author.
Anonymous

vaay che shavad..zite!

سارا

فکر می کردم موضوع این پست قدرت نام هست و ما همه درباره اون نظر میدیم. نه نظرات خانم ثابت!
و البته نیاز به توضیح نیست که با تذکی نویسنده موضوع کاملاً واضحه. و من هم در پایان نظرم این رو گفتم که با ایم روش پرداختن به موضوع مخالفم!
ضمناً من در دفاع از ماکان سخن نگفتم! خودم از مخالفان اون مطلبش هستم! خواهش می کنم تفسیر نکنید. نظر را بخوانید!نویسنده این وبلاگ کامنت من را می خواند. قبول می کند یا نه! نیازی به کشف مدافع یا مخالف بودن من نیست!!!
ضمن اینکه باید منتظر واکنش های دیگری هم بود!

سارا

!!!

Maziar
This comment has been removed by the author.
گمشده در فرانکفورت

سرکار خانم ثابت با تشکر از نظرتون بایذ عرض کنم که منظور من بیشتر از این پست اولا مقاله ی آقای آریان بود و لینک دادن به آن ودر دومین مرحله نقد نظر آقای محمدی که ممکن بود نظر کسی دیگری هم باشد و منظور خاصی در مورد ایشون یا آقای میر احسان نبوده تنها هدف نمایش نوعی گیر افتادن در
قدرت نام همین.
ولی در مورد این که چرا این پست را اینجا گذاشتم اجازه بدهید خودم قضاوت کنم همانطور که من به خودم اجازه نقد مطالب شما را می دهم ولی حق این که شما چه مطالبی را بنویسید برای خودم قائل نیستم
با تشکر
گمشده در فرانکفورت

AmiN

سلام گم شده در فرانکفورت. ترجيح می دم درباره ی مطلبت زياد ننويسم. چون در اين باره با هم مفصل بحث کرديم و اجازه بده با دقت بيشتری مطالعه کنم و اگر نظر اضافه ای داشتم بنويسم.
فقط چند نکته رو که از نظر خودم مهمه بگم:
مازيار جان، نويسنده ی مطلب ساکن فرانکفورت نيست. مقصود «مکتب فرانکفورت»ه.
با ميرعماد در خيلی جاها مخالفم. گرچه بحث های بی پايان ما درباره ادبیات و برخی حرمت ها که من اصلن بهشون اعتقادی ندارم (چه حافظ اجازه بده و چه اجازه نده! چون برداشت من از حافظ و هر نوع نگاه و برداشت و لحن و برش روايتی من از متنی که حافظ به وجود آورده به خود حافظ هيچ ربطی نداره) با ميرعماد فکر نکنم به جايی برسه.
گرچه خودم حتا دنبال کتاب مذکور نرفتم و اصلن با برخی جوگرفته گی هايی که پيرامون اين اثر و نام به وجودآورنده اش وجود داشت (که عامل اصلی فروش کتاب بود و همين قدرت نامه) حال نکردم.
راستی خطاب به گم شده ی عزيز در فرانکفورت:
يکی از نظرات نوشته شده پاک شده. آيا کار توئه؟ از تو بعيده که نظر ديگران رو حذف کنی. (اميدوارم اشتباه کرده باشم).
در ضمن، گم شده جان، همين جا خطاب به تو و همه ی تازه واردان به گيلانيان اطمينان می دم که:
«حوزه ی نگارشی و توليد محتوايی در وبلاگ گروهی گيلانيان آزاد و بازه و تو در هر موضوع و هر سطح و حتا هر زبانی می توانی بنويسی. در لوگوی ما (منظورم از ما خودت هم هستی) نوشته شده: سبزنوشت های گيلانيان. همين.
فقط همين که اصول اخلاقی قراردادی (عدم توهين به ديگران، تهمت نزدن، دروغ نگفتن و...) رو رعايت کنی فکر می کنم کافی يه. فقط برای ادامه ی حيات وبلاگ از همه خواهش می کنم در نگارش مطالب اروتيک، پورنو و سياسی، تعادل و قوانين کشور رو در نظر بگيرن.
هيچ کس در هيچ مقامی نمی تونه به هيچ يک از نويسنده گان بگه که در چه حوزه ای و با چه دست آويزی بنويسند و مطالبشون رو در اين وبلاگ بگذارند يا در جای ديگه. مگر اين که خودت از ديگران نظر بخوای (که اونجاش ديگه به من ربطی نداره)
غرض، تذکر بود و بس فرانکفورتی جان. سلام ما رو به آدرنوی بی عمل و والتر افسرده برسون!!!»
ياعلی