گال پوشی خانه


آغاز را ، با خود گفتم
عکسی از سربالایی های سیاهکل بگذارم.
یا سکوت مردانه ء دیلمان
یا طنازی سوسن چلچراغ
یا زنگوله ء گوسفندی در ییلاق ماسال
آغاز را با خودم گفتم
بوی آشغالهای سراوان را بگذارم
یا قطعه ای که سنگ قبر ندارد، در تازه آباد رشت
یا رودخانه ای چرکین
یا کودکی تنها
یا هرچیز که نیشی داشته باشد و تلنگری
آخرش خانه ای شد . مانند نقاشی های دوران کودکی.( که همیشه اول خانه می کشیدیم)
خانه ای که امن باشد
و مرطوب
و سخت
و شاید کمی زخمی
خانه ای که جای گیلانی هاست. مثل اینجا.
پس شروع عکس های من گالی پوشی خانه ای باشد از رودبنه.

مکان: موزه ء مساکن روستایی

4 comments:

چشم غمگين

آغاز زيبايي بود! مخصوصا با اين عكس زيباتر شد

erham

واقعاً متن زیبایی بود.

aliyousefi

thAt was great

موج دریا

سلام !
اومده بودم در مورد خانه های گالی پوشی تحقیق کنم به بلاگ شما رسیدم!

دیدم مطلب شما به دردم نمی خوره اما واقعا زیبا و با دید قشنگ به تصویر کشیدین!
منم مثه شما گاهی وقتا می نویسم!
خیلی جالب بود