محاکمه

بی گمان، تهمتی به یوزف کی زده‌اند زیرا یک روز صبح بی‌ آنکه خطایی از او سرزده باشد، توقیفش کردند. آن روز صبح، ‌آشپز مادام گروباش، صاحبخانه‌اش که هر روز در حدود ساعت هشت صبحانه‌اش را می‌آورد، پیدایش نشد.
دارم کتاب محاکمه کافکا را تمام می کنم. پیشاپیش به همه توصیه می کنم آن را بخوانند ، هر چند کافکا و محاکمه نیاز به توصیه ندارند.
کافکا دنیایی می سازد بی اندازه واقعی و در تمام کتاب طنز تلخی در جریان است. خواننده نمی تواند جز به مسخرگی همه اتفاقات حکم دهد. در عین حال که همه شان واقعی هستند. محاکمه عصیانی است بر ضد بوروکراسی و به بند کشیدن انسان. کافکا حکم به رذالت و پستی قاضیانی می دهد که به نام عدالت انسان را محاکمه می کنند. و عدالت ملعبه دستشان است. یوزف کی هر قدر سرکشی می کند نمی تواند خودش را نجات دهد. و هر بار که می خواهد قدمی برای نجات خود بردارد بیشتر فرو می رود. حتی نادیده گرفتن این محاکمه مسخره نیز چیزی را عوض نمی کند و سر انجام قربانی می شود....
کتاب تنش های کی را در مواجهه با محاکمه نشان می دهد. گاهی که تلاش می کند. گاهی که کمک می طلبد. زمانی که کمک را رد می کند. و .... محاکمه پر است از لحظه هایی که دغدغه هایشان آشنا هستند. :
« آقا ، این سوال شما مشخصه تمام این محاکمه است که بر من تحمیل شده. ممکن است ایراد بگیرید که این اصلاً محاکمه نیست. کاملاً حق با شماست، چون این فقط موقعی محاکمه است که من محاکمه بشناسمش. ولی فعلاً می خواهم این کار را بکنم، گویی به خاطر دلسوزی. اگر آدم بخواهد به آن کمترین اعتنایی بکند، جز دلسوزی احساس نمی کند. نمی گویم که آیین دادرسیتان در خور تحقیر است، بلکه خوش دارم که این صفت را برای مصرف خصوصیتان ، به شما عرضه کنم»
در مورد کافکا در اینجا بخوانید.
پی نوشت:
این داستان کوتاه دولت آبادی هم خیلی زیباست.

7 comments:

AminSanaeiََ

آدرس رو به صورت:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7
یا:
http://fa.wikipedia.org/wiki/فرانتس کافکا
وارد نمایید

sadegh

سلام من اهل لاهيجانم پايه تبادل لينک هستم اگه خواستی منو خبر کن

ali yousefi

از کتابهایی که سالها ÷یش خواندم و برایم زود بود و هیچ نفهمیدم . محاکمه بود .

حال هم چیزی نمی فهمم . اما بینشم کمی دگرگون شده . حتما خواهم خواند .
کتاب در دسترسم نیست . تمام کردی . بده ما هم بخوانیم !!

کتابیست به نام : محاکمه آغاز می شود
اثر : آندره سینیافسکی
اگر خواستی می دهم بخوانی . بد نیست
.
نمی دانم . شاید الان اجازه ی انتشار نداشته باشد .

شاد باشی

farshad

چندي پيش بود كه تلويزيون را روشن كردم و بي اجازه وارد برنامه اي شدم كه كارش نقد كتاب است ظاهرا البته آن هم از نوع نقدهاي كيلويي يا بهتر بگويم آبگوشتي كه توانستم براي لحظاتي خودم را توي حال و هواي برنامه حفظ كنم اما اينجاش خيلي باحاله چون تا اينجا از حرفهاي آقايان منتقد احساس مي كردم كه دارند يكي از كتابهاي مثلا دسته چندم ادبيات را مورد هجوم نگاه ها و ديدگاه هاي خود قرار ميدهند اما در اين ميان نا گهان برق از سرم پريد چون براي يك لحظه يكي از منتقدين برجسته صحبت از كافكا كرد و من دريافتم صحبت هاي صد من يك غاز آقايان در مورد كتابي از كافكاست ... خنده ام گرفته و ديگر تحمل شنيدن صحبت هاي گهر بار آقايان به ظا هر منتقد را نداشتم تلويزيون را خاموش كردم همين" تنها كاري كه مي توانستم بكنم

سارا

آقا صادق لاهیجانی: اگه می خوایید در گیلانیان لینک شوید کافیه که آدرستون رو به آدرس وبلاگ میل کنید. الان که آدرسی دیده نمی شه.

آقافرشاد: ببخشید؟ منظورتون رو متوجه نشدم! اگه در مورد این یادداشت حرفی دارید واضح بفرمایید. می شنوم.

ماهان: ممنونم.
علی یوسفی: من اهل کتاب خریدن نیستم. این هم قرض گرفتم. از من می شنوی پول خرج نکن. از دوستان اهل مطالعه قرض کن. :D

farshad

من منظوري نداشتم فقط يادداشت شما بهانه اي دستم داد تا در مورد يك برنامه ي نقد كتاب توي تلوزيون صحبت كنم كه خيلي آ بگوشتي اجرا ميشه همين . در ضمن كافكا جز ان دست از نويسنده هاي بزرگي است كه اگر چه ديد گاه هاي جديدي را وارد ادبيات كرد اما هرگز همانند برخي فيلوسوف هاي رمان نويس يا رمان نويسان فيلسوف متن ادبي را با ارايه ي ديدگاه هاي فلسفي خود به گند نكشيد
در ضمن از ميان همه ي كتاب هاي كافكا من هنوز هم كه هنوز است شيفته ي مسخ
هستم و شيفته ي " گريگور سامسا
پيروز باشيد

farshad

من منظوري نداشتم فقط يادداشت شما بهانه اي دستم داد تا در مورد يك برنامه ي نقد كتاب توي تلوزيون صحبت كنم كه خيلي آ بگوشتي اجرا ميشه همين . در ضمن كافكا جز ان دست از نويسنده هاي بزرگي است كه اگر چه ديد گاه هاي جديدي را وارد ادبيات كرد اما هرگز همانند برخي فيلوسوف هاي رمان نويس يا رمان نويسان فيلسوف متن ادبي را با ارايه ي ديدگاه هاي فلسفي خود به گند نكشيد
در ضمن از ميان همه ي كتاب هاي كافكا من هنوز هم كه هنوز است شيفته ي مسخ
هستم و شيفته ي " گريگور سامسا
پيروز باشيد