یک تقابل دیرینه: جبر و اختیار

طبق یک عادت قدیمی، همیشه یک موضوع که به نظرم جالبه رو انتخاب می کنم و مدت ها روش فکر می کنم تا به نتیجه ای برسم که قانع ام می کنه. امروز در کلوب «فلسفه» ی سایت کلوب دات کام به تاپیکی برخوردم با این مضمون که آیا رفتارهایی که از ما سر می زنه اختیاریه یا جبری. من پیشتر رو این موضوع مدت ها فکر کرده بودم و تصمیم گرفتم که نظرم رو بنویسم، اما از اونجایی که حدس می زدم نوشتم طولانی بشه، ترجیح دادم در این وبلاگ این کار رو کنم.
قبل از هر صحبت دیگری لازم می دونم منظورم رو از «جبر» و «اختیار» بیان کنم. با یک مثال شروع می کنم؛ سیبی آزادانه از درخت رها می شود، می دانیم که با توجه به جاذبه ی زمین، این سیب قطعاً (یا با توجه به اصل عدم قطعیت، حداقل به احتمالی فوق العاده زیاد) به سمت پایین سقوط خواهد کرد. این نمونه ای از یک رفتار جبری است، رفتاری که هنگام رها شدن سیب و قبل از سقوط آن قابل پیش بینی بود. پس قابل پیش بینی بودن (یا به بیان دقیقتر، اگر رفتار آینده فقط تابعی از وضعیت حال باشه) مشخصه اصلی رفتارهای جبری است. پیش از پرداختن به موضوع رفتار اختیاری لازمه که در مورد اصل عدم قطعیت کمی بیشتر بگم. زمانی فیزیکدانان از جمله مارکی دو لاپلاس صاحب نام، معتقد بودند که آینده قابل پیش بینی است. این عده با کمک قوانین فیزیک موفق شدند آینده سیارات منظومه شمسی رو با دقت بالایی پیش بینی کنند، یعنی به عنوان مثال می تونستند محاسبه کنند که فلان سیاره در بهمان روز در چه مکانی از مدار خودش خواهد بود. طرفداران این عقیده می گفتند که اگر ما از وضعیت اولیه (یعنی مکان و سرعت اولیه) کلیه ذرات یک مجموعه ذرات و محیط اطرافش مطلع باشیم، با توجه به قوانین فیزیک قادر خواهیم بود که آینده آن مجموعه از ذرات رو در هر زمانی پیش بینی کنیم، حتی اگر این مجموعه ذرات، یک انسان باشد! این عقیده برای سالیان متمادی حاکم بود تا اینکه با پیدایش فیزیک جدید، رقیبی سرسخت در مقابل خود دید، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ. این اصل می گوید ما به هیچ وجه قادر نیستیم وضعیت کنونی یک ذره را با دقت دلخواه اندازه گیری کنیم و همیشه در این کار محدودیت وجود دارد.
حال این سوال پیش می یاد که آیا پذیرش اصل عدم قطعیت به معنای رد این نظر که آینده تابعی با تک پارامتری به نام زمان حال است، نیست؟ به عقیده من اصل عدم قطعیت تنها می گه که ما انسان ها قادر نیستیم آینده رو دقیقاً پیش بینی کنیم، نه اینکه آینده تابعی با تک پارامتر زمان حال نباشه. زیرا اصل عدم قطعیت مدعی است که وضعیت کنونی یک ذره قابل اندازه گیری نیست، نه اینکه ذره وضعیت اولیه نداشته باشه.
اما اختیار چیه؟ معتقدین به اختیار می گن که رفتارهای ارادی انسان جبری نیست یعنی نمیشه اون ها رو با تابعی با یک پارامتر به نام گذشته توجیهش کرد، بلکه رفتار انسان در هر لحظه مستقل از گذشته است. آیا این اعتقاد درسته؟! اگر انسان رو سیستمی از ذرات در نظر بگیریم و همه وجود او مادی باشه، علم فیزیک در پذیرفتن اختیار ما رو دچار شکی شدید می کنه. اما اگر برای انسان جنبه ای غیر مادی به نام «روح» متصور بشیم و برای انسان جنبه ای غیر مادی قائل بشویم، اون وقت وضع فرق می کنه، چون در فیزیک چیزی به نام روح تعریف نشده تا بشه تحلیلش کرد!
بنده شخصاً به مفهومی به نام روح اعتقاد دارم، اما در عین حال معتقدم به یگانگی روح و سیستم مادی انسان، نه دوگانگی این دو. به نظر من روح چیزی مختص به انسان نیست، همه موجودات صاحب روح اند، اما هر موجودی روح خاص خودش رو داره. اجازه بدید منظورم رو با یک مثال بهتر نشون بدم؛ فرض کنید نجاری از مقداری چوب یک صندلی ساخته. آیا با آنکه هر دو از یک جنس هستند، باز به صندلی میگیم چوب؟! نه؟ چرا؟ چون روح صندلی (یعنی نظامی به نام صندلی، طرحی به نام صندلی) در کالبد چوب دمیده شده و ما اون رو دیگه چوب نمی دونیم. وقتی که خدا در قرآن اعلام میکنه که من از روح خود در انسان دمیدم، اشاره داره به اینکه انسان توانایی داره به نام خلقت و ایجاد نظم که باعث شده به عنوان مثال این دستگاه کامپیوتر که در جلومون قرار داره رو بسازیم، دستگاهی بسازیم و با اون ماه رو فتح کنیم و ... . من معتقدم که این قابلیت منحصر به فرد، در سیستم مغز انسان خلق شده نه در چیز دیگری. جا داره به این هم اشاره کنم که در کتابی به نام «در جستجوی خدا» نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی، خوندم که ایشون پذیرفته بودند که مغز وسیله و ابزار اختیاره اما منشاء اختیار رو از مغز ندانسته بودند.
به هر حال، فکر می کنم در این نوشتار نظرم رو درباره ی مسئله جبر و اختیار گفتم. البته اعتراف می کنم که به دلایلی، از گفته هام نتیجه گیری نکردم، این کار رو به شما واگذار می کنم تا بین بخش های مختلف بحثی که شد ارتباط برقرار کنید و نظر حقیر رو دریابید!

4 comments:

shebli

من فکر میکنم که برای طرح این مسئله بهتر است به جای مفهوم صد در صد فلسفی جبر و اختیار، رابطه علت و معلولی را به کار برد. در اینصورت شاید بهتر بشود به تبیین و تحلیل رفتار انسان
.پرداخت

erham

This comment has been removed by the author.

ghalayan

bi khial . ploton digar saiaareh nist ! manzoomeye shamsi ba 8 sayare be davam e khod edame midahad .

erham

منظور من از اینکه آینده تابعی از زمان حال است، در اینجا هم ارز ریاضی اصل علیت است. به عبارت دیگر وضعیت آینده معلولی است از علتی به نام وضعیت حال.
روزی گالیله ی بزرگ گفت: کتاب طبیعت به زبان ریاضی نوشته شده است.
پست قبلی هم که حذف شد خودم نوشته بودم، خواستم ویرایشش کنم ولی امکانش نبود، مجبور شدم از نو بنویسم. وگرنه من اهل سانسور نیستم!