شهر بی شهردار

شهر ِ بي شهردار ِ من دقيقا شبيه كودكي بي مادر كه همه مي خواهند به زور و اجبار الطاف خود را به اين طفل عنايت كنند گرچه در آخر ، سر انجامي جز يك افتضاح انتظار نمي رود. اين دايه هاي مهربان تر از مادر كه يا مادر بودن نمي دانند و يا آن قدر بد سليقه هستند كه لباسي زشت بر تن شهر مي پوشانند ، همچنان بر افكار غلط خود پافشاري مي كنند. اين دايه ها با هم سازگاري ندارند و هر كدام ساز خودشان را مي زنند و اگر نوايشان به گوش نرسيد دندان هايشان را تيز مي كنند و برگهاي بَرنده يا بُرنده اي را كه مدت هاست جمع كرده اند يكي يكي رو مي كنند به اين اميد كه موفقيت از آن ِ آن ها شود ، شايد آن ها تعريف دقيق و جامعي از موفقيت ندارند .

اين روز ها همه چيز ، همه ي آن اهدافي كه تامين كننده و جهت دهنده ي روند نوسازي و پيشرفت يك شهر است ، از جمله جلب مشاركت مردمي و استفاده از ظرفيت هاي بخش خصوصي و ايجاد رابطه اي مستقيم بين منافع شهر و منافع بخش خصوصي در استفاده بهينه از سرمايه هاي موجود در استان ، فراموش شده و مسئولان استان درگير يار كشي هستند تا مانند يك مسابقه طناب بازي بتوانند روبان قرمز وسط طناب را از خط وسط و درب شهرداري رشت بگذرانند و بر تخت شهرداري رشت بياسايند كه اين آسودن به اين سادگي ميسر نيست . شايد آن ها وظيفه شهردار را چيز ديگري مي پندارند اما وظيفه شهرداري چيزي فراتر از جمع كردن زباله ها و بستن چراغ ها به در و ديوار شهر يا نصب بنر ها و پر كردن بيلبورد هاي بلوار هاست. و شايد از پله هاي شهرداري بالا مي روند تا ميخ شان را بر قله رفيع تري بكوبند و بر لوح گلي جاي پاي خودشان را نه بر اساس خدمتگزاري كه بر اساس زور و ترفند هاي سياسي ماندگار كنند.

در حالي كه استان گيلان و بالاخص شهر رشت با مشكلات اساسي در زمينه شهري رو به روست ، از وضعيت افتضاح ترافيكي آن كه مردم صبور رشت حالا علاوه بر ساعات پيك رفت و آمد در ساير اوقات با آن دست و پنجه نرم مي كنند گرفته تا... . وظيفه شهر داري درگير كردن بخش خصوصي ست تا به اين طريق بخش خصوصي كه حال با اين عدم حضور شهردار در حال ماهي گرفتن از آب گل آلود است ، بيشتر احساس مسئوليت كند و منافع خود را در ايجاد يك مديريت درست شهري ببيند اما متاسفانه شاهد سو استفاده از فضاي حاكم ناشي از عدم حضور مديريت صحيح در شهرداري اي هستيم كه پشت ديوار هاي شوراي آرام شهر رشت و دفتر تني چند از گردانندگان سياسي شهر و استانداري كه انگار با همين شهردار عزل شده رشت به عنوان يك مدير نا هماهنگ رو به رو شده بود غلغله اي براي كسب و اختصاص اين مسئوليت به يك شريك و همكار و يا كسي ست كه منافع شخصي خود را در او مي بينند.

متاسفانه اين بازي هاي سياسي نهادي را در گير خود كرده است كه كارش در وهله اول چيزي جز فعاليت و درگيري هاي سياسي ست ، توجه به حوزه هاي فني ، شهر سازي ، خدماتي اهدافي فراموش شده اند و شايد فراموش كرده اند كه شهرداري پيش قراول ارتباط با مردم است و به سرعت اقبال مردم از اعضاي شوراها و شهردار برمي‌گردد و حتي ممكن است نظرشان نسبت به كل نظام تغيير كند. كار شهر داري قبل از آن كه جنبه فني و عمراني داشته باشد يك كار اجتماعي است و كار اجتماعي بايد پشتوانه افكار عمومي را به دنبال داشته باشد.

و با اين بي نظمي ها در شهرداري و عزل و نصب هاي بي دليل و شايد با دليل ! آيا مردم توجه و اعتماد گذشته را به شهرداري دارند؟ آيا از نهادي كه براي داشتن يك مدير به عنوان شهردار مدت هاي طولاني ست دچار مشكل شده مي توان انتظار آبادي و آباداني داشت؟

در خصوص انتخاب يك شهرداربايد فردي را انتخاب كرد كه بتواند تعامل مثبت و نزديكي با مردم برقرار كرده و به مباحثي درآمد و هزينه ، امور حقوقي و مالي و مانند آن آشنايي و شناخت كامل و كافي داشته باشد و شهر را به خوبي بشناسد يك شهر را نمي توان با قوانين يك پادگان اداره كرد ، چون ذهن مردم و اجتماع درگير چرا هاي بسياري ست.


3 comments:

سارا

شهردار باید دانش "مدیریت شهری" و "جامعه شناسی شهری" داشته باشه. دلم از این می سوزه که آقایان حتی دنبال گرفتن مدرک های صوری در این زمینه هم نیستند!سرسری خوندم. دوباره می خونم و نظر می دم

کوهزاد

برای با شهری که سابقه یک سده بلدیه و انجمن شهر شرم آور است که اکنون شخصی با مردک دیپلم و فقدان فهم و درک تخصوصی ریاست شورا را بر عهده گرفته است.شاید دوران رشتیان به پایان رسده

AmiN

سلام. لينک اين يادداشت را در وب‌موجی ورگ قرار دادم. ياعلی