مهم - فوری

به : کلیه سازمانهای مردم نهاد ، رسانه های جمعی کشور ، کارشناسان ،حامیان، اساتید محترم دانشگاهی حوزة محیط زیست و منابع طبیعی این بخش کرة زمین


*در صورت ذبح تالاب بین المللی انزلی در روز های آینده ، سازمان حفاظت محیط زیست ، مقصر اصلی خواهد بود

1- صفحة اوّل روزنامه جام جم ( ارگان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران ) مورخة 4/9/ 86 :
« محیط زیست چه آسان قربانی می شود ، برخلاف آنچه مدیریت سازمان محیط زیست معتقد است که وضعیت محیط زیست کشور در شرایط مطلوبی است ، کارشناسان این حوزه شرایط 13 میلیون هکتار حفاظت شده کشور را نامطلوب وبحرانی ارزیابی می کنندو...»
آنچه آمد تنها گوشه ای از متن مفصل ومستدل صفحات اول وهفدهم روزنامه رسمی صدا وسیما می باشد.

2- برای ما و هر انسان صاحب شعوری ، مایة بسی مباهات است اگر توسعة معقول ومناسبی در هرکجای میهن عزیز واسلامیمان صورت پذیرد وگره ای گشوده ، جاده وسدی ساخته ، پالایشگاه ، پتروشیمی وکارخانه سیمان یا ذوب آهنی یا هر پروژة دیگری ، برای نیازهای کشور که برایش ، برنامه ریزی درست صورت می گیرد به بهره برداری رسد . به ویژه که بیکاری جوانان پاک این مرز وبوم- که ما تشکلهای مردمی بیش وپیشتر از هر فرد حقیقی وحقوقی با پوست واستخوانمان آنرا حس کردیم ومی کنیم - می رود تا به بحرانی ومسئله ای بزرگتر تبدیل شود.
اجرای پروژه ها ، البته عالمانه ، عاقلانه ، قانونمند با نظر متخصصان آن رشته ، نه صرفاً جهت اقناع ظاهری افکار عمومی ، آمار ، بیلان ورقابت آماری بین مدیران وبعضاً از ناحیه نمایندگان مجلس برای گرفتن رأی ، که آنرا توهین به انفال الهی ، هدردادن سرمایه ای بس بزرگتر که امانتی از جانب خداوند است برای آیندگان ونیز حفظ سرمایه وآبروی کشورمان نیز می باشد.

3-ارزش تالابها بیشمار و بخشی نیز ناشناخته است( تنوع زیستی،کشاورزی،شیلات،توریستی،آب و هوا،کنترل سیلابها،مهاجرت پرندگان وموارد فرهنگی ،اجتمایی و...) ونیز تحقیقاتی نشان می دهد هر هکتار تالاب صد میلیون دلار ارزش دارد( با توجه به شناخت بیشتری که از تالابها بدست آمده وارزش بی بدیل آن وبعضاً ناشناخته نیز می باشد ارزش هر هکتار آن به مراتب بیش از 100 میلیون دلار – مخصوصاً تالاب بین المللی انزلی – است ).
اگر به همین حداقل 100 میلیون دلار توجه کنیم یعنی ارزش تالاب بین المللی انزلی ( حدود پانزده هزار هکتار ) عددی است 000/000/000/500/1 دلار ، یعنی حداقل هزارو پانصد میلیارد دلارو تبدیل آن به ریال یک عدد نجومی خواهد بود وهر ده هکتار تالاب حداقل 1 میلیارد دلار ارزش خواهد داشت .

4- همه ما می دانیم ، بدترین نوع حمایت ودفاع و به عبارتی بهترین شکل تخریب در هر زمینه ای آن است که از آن بدحمایت وبد دفاع کنیم .
امروز ( بنا برآنچه که صدا وسیما نیز به خوبی بدان اشاره دارد ) مدیریت محیط زیست ، مثال بارز مورد فوق است ، یعنی مدیریت محیط زیست ، نه حفاظت وحمایت درست وقاطع بعمل می آورد که از وظایف ذاتی وقانونی اوست که در راستای اصل 50 قانون اساسی ، مورد قبول متخصصان وکارشناسان آن حوزه باشد ونه مخالفت درست علنی وآشکار که زیر سوال نرود.

5- در جایی مانند ذبح تالاب بین المللی انزلی ، خانم دکتر جوادی بعنوان رئیس سازمان محترم حفاظت محیط زیست به پرسشهای بسیاری از خبرنگاران در فرودگاه رشت پاسخ نمی دهد و بهتر آن می بیند که پشت درهای بسته نظر دهد و همانند گذشته مانند احداث جاده علی آباد به شاهرود که جنگل باستانی ابر را از بین می برد ، جاده پارک ملی گلستان ، احداث پتروشیمی در اکوسیستم شکننده شمال کشور و... تصمیم بگیرند وپاسخگوی رسانه ها ، کارشناسان آگاه ودلسوز ، متخصصان واساتید نباشند و اینان نیز در کوتاه مدت از مکنونات مدیریت محیط زیست ، همچون گذشته بی اطلاع باشند.

6- در مصاحبه زنده شبکه چهار سیما خانم دکترجوادی، ریاست محترم سازمان می فرمایند :
«........... ما جاده نزنیم که محیط زیست خراب نشود ، سیرک برگزار نکنیم که مردم تفریح نکنند، پس چکار کنیم؟.....»
از محاسن مصاحبه زنده، این است که در بعضی مواقع ، مکنونات قلبی مدیران رو می شود وشاید اگر این مصاحبه زنده وغافلگیر کننده نبود ایشان مانند بسیاری از حرفه ایها ، چنین پاسخی نمی دادند تا این سند مهم را از خود برجای گذارد ، حال این پرسش مطرح است .
چرا باید عالی ترین مقام سازمان محیط زیست کشور از اولویتهای برنامه سازمان خود که برابر اصل 50 قانون اساسی ، متولی آن می باشد ، کوتاه آید ومدافع دستگاه دیگری که به اندازه کافی حامیان قدرتمندی در دولت ومجلس و.... دارد، باشد ؟

7- تا حدود 50 سال دیگر ( که ما نیز زنده نیستیم )، نفتی برای فروش نخواهیم داشت که امروز با فروش آن جاده وپروژه های دیگر را می سازیم واکثر کشورها ، خیلی زودتر برای آن روز فکر کرده اند وبرنامه دارند وسازمان پیشرو در این زمینه سازمانهایی مانند محیط زیست در آن کشور هاست وسرمایه ای بالاتر از نفت یعنی تالابها ، جنگل ، رودخانه ، کیفیت آب وخاک وهوا وتنوع زیستی را باچنگ ودندان ، در حد اعلی مراقبت ومحافظت می کنند وکشور ایران ، بیش از آن کشور ها ( بدلیل متعدد ) به این انفال الهی وابسته خواهد بود ونیاز خواهد داشت ، آیا امروز برای این انفال الهی که یک وظیفة قانونی ، شرعی واخلاقی و یک تکلیف مذهبی والهی است به اندازه سازه های مصنوعی ، بهایی قائلیم ؟

8- وضعیت محیط زیست گیلان – که زمانی گل سر سبد ونگین سبز ایران بود – بنا به نظر همه کارشناسان ومتخصصان رو به بحران است ، تقریبا همه رودخانه ها ومنابع آبی ومخصوصاً سفره های آب زیر زمینی بدلایلی از جمله ضعف بسیار شدید مدیریت محیط زیست گیلان روبه آلودگی بوده وشاهرگ حیاتی شمال ایران یعنی رودخانه سپید رود با احداث سدهای متعددد برروی شاخه شاهرود و اخیراً قزل اوزن و برداشت شن وماسه دچار چالش بنیادی شده ، وحفظ این سرمایه ها از جمله تالاب بین الملی انزلی که به تنهایی از همه چاهای نفت جنوب ارزش بیشتری دارد ودر سال 1354 به تنها کنوانسیون زیست محیطی که نام یک شهر ایران را به خود دارد ( رامسر)پیوسته واکنون به علت تغییرات شدید اکولوژیک در لیست قرمز کنوانسیون رامسر سازمان ملل ثبت شده ، یک واجب قانونی وشرعی وملی است.
وبدین لحاظ ، روز یکشنه نمایندگانی از طرف شبکه گیلان ، در پشت در کمیته تصمیم گیری ، در تهران ، حضور خواهند یافت تا نتیجة این تصیمیم سرنوشت ساز را از نزدیک دریافت نمایند.وشرمنده امروزیان دلسوز ودانا وآیندگان نشوییم .


شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی استان گیلان
( شبکه سبز)

برای اطلاع بیشتر ، به لینک های زیر می توانید مراجعه کنید :

لینک 1

لینک 2

لینک 3

لینک 4

آخرین خبر هم اینکه تصمیم گیری نهایی به جلسه ای در هفته آینده موکول شده است ...

10 comments:

AmiN

من پيوند اصل اين مطلب (در وبلاگ سبزميراث) را در وبموجی ورگ قرار دادم و خبرش را هم به هرکه می‌توانستم رساندم. متاسفانه با توجه به برف ديشب و امروز، حرکت معترضان از گيلان غيرممکن شده.
درباره ی سازمان حفاظت محيط زيست، در دولتی که همه چيزش فرمايشی ست، تو از سازمان محيط زيست چه توقعی داری؟
در مرتبه‌‌ای بالاتر از آن نيز، همه می‌دانند که هنوز هم که هنوز است، دغدغه‌های زيست‌محيطی در ديد مسئولان و غيرمسئولان جامعه‌ی ما، امری لوکس، سوسول‌بازی و درجه‌ی چندم اولويت است.
خوب به هر حال آدم عاقل که زرق و برق و کت و کلفتی خبر احداث فلان کارخانه و آزادراه و پل و کنارگذر را (حتا اگر در حد کلنگ زدن برای هزارمين بار باشد!) را رها نمی‌کند و نمی‌چسبد به امر بی‌اهميتی هم‌چون حفظ يک مرداب که سال‌های سال برای خودش بوده!
خوب زندگی خرج دارد و موفقيت در انتخابات هم بَرج! اين خرج و برج را يک‌جوری بايد جور کرد ديگر.
آن خانم مسئول هم از سواد کارشناسی و ارزشی بالايش است که نگران جاده زدن و تفريح کردن مردم است. به طور قطع امور زيست‌محيطی به عهده‌ی مسئولان راه‌سازی و وزارت فرهنگ و ارشاد خواهد بود!

گیلانک

همانطور که آقای امین اشاره کردند از سازمان حفاطت محیط زیست نباید توقعی داشت. اصولا در همه جای دنیا تنها سازمانها و نهادهای غیر دولتی و غیر وابسته و خود مردم هستند که در مقابل تخریب و آلودگی محیط زیست شان عکس العمل نشان می دهند. و مردم عکس العمل نشان نخواهند داد اگر عواقب ناگوار نابودی محیط زیست به اطلاع شان نرسد. کاری که به عهده رسانه ها ی بی طرف و غیر وابسته از جمله وبلاگها می باشد

Sadegh

با عرض سلام و خسته نباشید.
در سرزمینی که مزد گورکن از آزادی آدمی بیشتر است، نباید انتظاری بیش از اینها هم داشت!
در
بالاترین:
https://balatarin.com/permlink/2008/1/7/1206245
،
بلاگ نیوز:
http://1.blognews.name/index.php?subaction=showcomments&id=1199688804&archive=&start_from=&ucat=27&
و
لینکدونی بلاگ نوشت لینکیده شد.

با آرزوی موفقیت

Ghadeer Nabizadé

با این توصیف امیدوارم این طور نشود. البته به نظرم این دلایل نه کافی است و نه همه اش درست و منطقی. باید بیشتر دانست.

ماکان محمدی

سلام ممنون از خبرت حتما هر کاری بتونم انجام می دم
یه سری مطلب دارم آماده می کنم که بدم به چنتا سایت و روزنامه به نام یک گیلانی
باز هم ممنون از اطلاع دادنت

AmiN

من فکر می‌کنم اولويت‌ها و اهداف زيست‌محيطی بايد توسط قشر روشنفکر (روشنفکر با تعريف «وجدان آگاه جامعه» و «تلايه‌داران اجتماع») وارد گفتمان خواسته‌های مردمی شود.
در کشورهای توسعه‌يافته، خواننده‌ی سرشناسی هم‌چون تام يورک تمام فعاليت هنری خودش را در مسیر اهداف سبز قرار داده و حتا در ماه گذشته، گروه رديوهد دست به دامان آزمايشات توليد کربن شده تا دريابد که تورهای اين گروه چه ميزان توليد کربن دارد و کدام روش حمل و نقل برای تورهای گروه، کمترين ميزان توليد کربن را در پی خواهد داشت.
چنين تفکری، در شرايط فعلی، بی‌شک در ميان روشنفکران ما نيز خنده‌دار و مضحک می‌نمايد، چه رسد به مردم عادی.
اما از سويی، در شرايط استان‌های گيلان و مازندران، مسائل زيست‌محيطی با حرفه، درآمد، زندگی و حيات و به طور کلی با جان هويت مردمان بسته است. پس اين‌جا ديگر نمی‌توان امروز و فردا کرد.
همين حالا استان گيلان در سراشيبی نابودی زيست‌محيطی (و در نتيجه‌ی آن نابودی توليد) قرار دارد. آلوده‌ترين آب‌های ايران را دارد. دچار جنگل‌تراشی و جنگل‌فروشی و جنگل‌دزدی ست. جنگل‌بانش را جلو چشم همه مثله می‌کنند و پرونده‌ی قاتلانش به راحتی آب خوردن از جريان می‌افتد.
دريای کاسپينش را تقسيم می‌کنند و آلوده می‌سازند.
صياد گيلانی يا مازندرانی يا گلستانی، راهی به جز صيد غيرقانونی ندارد و اين خود چرخه‌ی وحشتناک نابودی محيط زيست يا نابودی خانواده‌ی گرسنه‌ی صياد است. اين چرخه‌ی کشنده برای مرتع‌داران و جنگل‌نشينان نيز وجود دارد.
پی‌گيری مسائل زيست‌محيطی نياز به سازمان‌های مدنی متشکل و غيرذی‌نفع دارد که عملکرد دولت را زير ذره‌بين بگيرند. عملکرد اين سازمان‌ها بايد حتی‌المقدور دور از سياست باشد تا قربانی بازی‌های سياسی نگردند.
و کلام آخر؛
متاسفانه، با توجه به آن‌چه که در يک و نيم سال اخير اتفاق افتاده، از جمله جنگل‌تراشی در سراوان، فاجعه‌ی جنگل گلستان و اين آخری، بايد گفت به طور قطع و يقين، بزرگ‌ترين تهديد زيست‌محيطی کشور عزيزمان، دولت و نهادها و ارگان‌های رسمی هستند. نه آن چند خانوار جنگل‌نشين بيچاره که بی‌خانمان شده‌اند يا آن چند صياد ندار که يکی‌شان همين چندی پيش در استان گلستان توسط قايق گشت ساحلی به قتل رسيد.

سارا

ظاهراً خیلی دیر رسیدم. به خاطر مشکل تلفن که به یمن برف حل شد!می دونم که گیلان تشکل های زیست محیطی قوی ای داره.امیدوارم بتونن کاری بکنند.گفتنی ها گفته شده. من تنها یاد یک خاطره تلخ افتادم.
خاله ء پیر پدرم جنگل نشین بود. حوالی امام زاده هاشم زندگی می کرد. مثل یه آهو اون دور دورا بود. طوری که مادرم در مدتی که عروس خانواده بود تنها 2 بار اون رو دید.یکی دو سال پیش بود که جنگل نشینا رو به مناطق نزدیک تر کوچ دادند تا مناطق جنگلی بالادست بکر باقی بمونه. قرار بود خونه هاشون رو بگیرند که جای دیگه ای مستقر بشن.
خاله پدرم شاهد کوچ همسایه اش بود و بعد هم با چشماش دید که خونه همسایه رو آتشی زدند. اونقدر از این کوچ اجباری و آتش سوزی غصه دار شد که چند روز بعد (پیش از اینکه او رو هم به طور اجباری بیرون کنند) یک روز صبح بی سر و صدا رفت جنگل و همونجا در اثر سکته فوت کرد. می تونم تصور کنم یه آدم جنگل نشین چقدر غمگین می شه اگه از محیطش جدا بشه. عین یه پرنده.
حالا که همچین چیزایی رو می خونم مجبورم از یاد آوری اون واقعه پوزخند های عصبی تحویل بدم. که این همه ادای حفظ محیط زیست رو در میارن. اون وقت در عمل ....

Maziar

سلام
از تمام دوستان بخاطر نظراتشون ممنونم . از دوستانی که لینک به مطلب دادن و یا روی این مسئله مانور دادن تشکر می کنم.
به عنوان یکی از مهندسین طراح و ناظر پروژهای راه استان گیلان در همین جا اعلام می کنم که هزینه تغییر 3 کیلومتر مورد نظر از مسیر کنار گذر تالاب بسیار بسیار ناچیزتر از خسارتیست که بر اثر آسیب دیدن تالاب انزلی وارد خواهد آمد.
در همین جا از تمامی دوستان خواهشمندم که اقدام به پوشش خبری این بحران تا پیش از جلسه هفته آینده دولت ، در اینترنت و جراید بکنن .
بیایید برای نجات تالاب انزلی و دریای خزر و و اکوسیستم ان و تمامی جاندارانی که به آن وابسته اند ، دست بدست هم بدهیم .

شبلی

سخت متآسفم از شنیدن این خبر. امیدوارم مسئولین برای نجات تالاب زیبای انزلی هرچه زودتر چاره ای پیدا کنند

سایت خبری تحلیلی پارسینه

در راستای حرکت موج سبز، مطلبی با عنوان "انزلی، عروس زیبای خزر" در سایت خبری تحلیلی پارسینه انتشار یافت.

http://www.parsine.com/pages/?cid=772